جمعه, 21 بهمن 1390

تبلیغات

غریبه‌ای در سرزمین رویاها فرستادن به ایمیل

هر كسی كه در رده سنی 30 سال باشد حتما اولین باری كه از كامپیوترهای ابتدایی استفاده كرده را به یاد میآورد و به یقین اولین گوشی موبایل را نیز از خاطر نخواهد برد.

نسترن صائبی- گاهی اوقات كه پا به دنیای مجازی و فضای سایبر میگذاریم، حس میكنیم كه یك غریبهایم، در یك سرزمین عجیب و غریب و رویایی!اكثر ما، در فضای سایبر یاد گیرندهایم.
هر روزه روشهای جدیدی را برای مدیریت فولدرهای سیستممان و اتصال به اینترنت میآموزیم و با فراخواندن لینكهای مختلف، URLها (رشته متنی كه محل فایل یا برنامهای را در اینترنت تعیین میكند) و یا نمودارهای اجتماعی را مدیریت میكنیم.

چندی پیش، حدود 15 گیگابایت از اطلاعات لپتاپم را حذف كردم. این اطلاعات شامل كلیپهای ویدیویی بود كه دیگر لازمشان نداشتم یا عكسهایی كه چندتایی از آنها را در شاخههای دیگر سیستمام داشتم یا آهنگهایی بودند كه آنها را فهرست نكرده بودم و همه این اطلاعات را در سطل زباله سیستمام سوزاندم.اما هنوز لپتاپم همان وزنی را دارد كه قبلا داشت. هنوز باید این سیستم 2 كیلوگرمی را به هر كجا كه میروم به دنبال خودم بكشانم و با وجودی كه كلی از اطلاعات آن را حذف كردهام اما هنوز ضخامت 75/2 سانتیمتری خود را حفظ كرده است!پیش از این زمانی كه فایلهای كاغذیام را در سطل زباله میریختم، بلافاصله قفسههای مربوط به كارهایم خالی و سطل زباله مملو از گزارشهایی میشد كه دیگر احتیاج نداشتم. همچنین پیشنویسهای قدیمی از كارهای تكمیل شدهام و یا خردهریزهایی كه دور و بر هر روزنامهنگاری ممكن است پیدا شود، خلوت میشد.در واقع زمانی كه فولدرهای اسناد كاغذیام را مرتب میكردم و كاغذهای بیخودی را دور میریختم، احساس میكردم كه گویی دنیای فیزیكیام تغییر كرده است.اما در مورد تمیز كردن هارد درایوم این اتفاق هرگز نیفتاد و شاید این همان دلیلی است كه زندگی با یك صندوقچه پر از نامههای الكترونیكی را برای ما راحت كرده است.شاید كاور كامپیوترهای ما باید رنگ عوض كنند تا نشان دهند كه چقدر اطلاعات درون آنها به هم ریخته و شلوغ است. از نظر اجتماعی نیز شاید لپتاپ قرمز رنگ آن هم در یك جلسه رسمی، كیفی را برای افراد تداعی میكند كه مملو از خرت و پرتهای شخصی نظیر ساندویچهای نصفه و نیمه خورده شده و یا كاغذهای ناخوانده است.میتوان گفت: زمانی كه تعداد فایلهای 10 مگابایتی كه هیچگاه آنها را بازنمیكنیم تا ببینیم درون آنها چه میگذرد همچنان در حال افزایش در هارد درایوهای ماست، میتوان آنها را به تانكهایی تشبیه كردكه از سنگینی به قعر آبها فرو رفتهاند.
گم شدن و پیدا شدن
یكی از مشكلات عمده انسان امروزی این است كه فناوریها با سرعت بسیاری در حال ورود به دنیای ما هستند، در حالی كه ما هنوز اندرخم یك كوچهایم و نتوانستهایم از نظر روانی با مكانیسم كار كردن با آنها خود را وفق دهیم.
هر كسی كه در رده سنی 30 سال باشد حتما اولین باری كه از كامپیوترهای ابتدایی استفاده كرده را به یاد میآورد و به یقین اولین گوشی موبایل را نیز از خاطر نخواهد برد.
به نظر میرسد هر فرضیهای كه ما در مواجهه با كامپیوترهای ابتدایی ساخته بودیم، نظیر تجربیات دوران كودكیمان در مقابل اشیا حجمدار جدید است. به همین خاطر چندان هم نباید تعجبآور باشد كه خطمشیهایی كه برای وفق دادن با فناوریهای جدید اتخاذ كنیم همشیه كارساز باشند.البته شباهتهایی در روشهای مختلفی كه افراد در مواجهه با مسایل جدید در دنیای فیزیكی اتخاذ میكنند وجود دارد كه اكثر آنها را زمانی كه در دانشگاه، روانشناسی میخواندم یاد گرفتم.یاد گیرندهها، اصولا دستورالعملهای خاصی را برای رسیدن از وضعیت A به وضعیت B دارند، مثلا كجا به چپ بپیچند و كجا به راست؟ این دستورالعملها معمولا كارآیی بسیاری دارند اما اگر كسی از این مسیرها فاصله بگیرد، دچار سردرگمی بزرگی خواهد شد.حتی بعد از اجرا كردن این دستورالعملها، برگشت به وضعیت اول نیز پردردسر است.اینجاست كه باید یاد گیرندهها در ذهن خود نقشهای بسازند، فضا را در ذهن خود مجسم كنند و راههای ممكن را مشخص نمایند.با یك نقشه خوب میتوان مسیر رفته را درست برگشت و در صورت بیراهه رفتن دوباره به مسیر اصلی بازگشت.
فضاها و مكانها
ویلیام گیبسون، نویسنده نشریه SF ناوبری در دنیای اطلاعات ذخیره شده در كامپیوترها را فضای سایبر یا CyberSpace نامیده است.بسیاری از ما و تقریبا همه افراد كه هم نسل من هستند، در فضای سایبر یاد گیرندهایم، به این معنا كه در میان لایههای مختلف فولدرها (پوشهها) اتصالات شبكه، URLها و گرافهای اجتماعی با فراخوانی لینكها و اتصالات مختلف، داریم با این فضا ارتباط برقرار میكنیم.
ما به زودی با پیداكردن نقشه مناسبی كه قبلتر در مورد آن صحبت كردم، میتوانیم تعامل بهتری با فضای سایبر برقرار كنیم.پسرمن، تمام زندگی خود را پای كامپیوتر میگذراند و یك بازیكن حرفهای در بازیهای ویدیویی به شمار میآید. زمانی كه Oblivion یا Halo یا جنگ ستارگان را بازی میكرد، واقعا غرق دنیای مجازی میشد، گویی كه در صفحه نمایش دارد زندگی میكند، این چیزی بود كه هیچگاه نمیتوانستم خودم را جای او بگذارم و دركش برای من كاری غیرممكن بود.من همیشه آدمی هستم كه در مورد كنترل كنندهای كه در دستم است و حتی پیكسلهای صفحه نمایشی كه در جلوی چشمانم وجود دارد، بسیار هوشیارانه برخورد میكنم و هیچگاه نمیتوانم خود را درون آنها حس كنم. در حالی كه پسرم تمامی هوشیاری خود را از یك شخصیت بازی وام میگیرد و فضای بازی را فضای واقعی پیرامون خود احساس مینماید كه شاید این امر، بیانگر تفاوت میان من به عنوان نسل قدیمیتر و فرزندم به عنوان نسل جدید است و نسل جدید، رابطه بهتری با فناوریها برقرار كرده است.پسرم میداند كه من مهارت برقراری ارتباط با فناوریها، به ویژه بازیهای ویدیویی را ندارم و هر زمانی كه سعی میكنم با او در بازی ویدیویی شریك شوم، خیلی زود مرا هدف میگیرد و از دنیای مجازی بیرونم میاندازد.سوالی كه برایم مطرح شده این است كه آیا این توانایی و مهارت در درك دنیای درون صفحه نمایش به عنوان یك اكو سیستم اطلاعاتی، میتواند فایلهای متنی رنگ و رو رفته و یا پوشهها و هایپرلینكهایی كه در لپتاپها یا دستكتاپهای كامپیوتری به چشم میخورند، را مدیریت كند؟اگر این اتفاق رخ دهد، یك تحول چشمگیر در نحوه ارتباط ما با كامپیوتر روی خواهد داد، زیرا ما دیگر احتیاجی به ارتباط برقرار كردن با دنیای واقعیمان نداریم و در این رابطه موفق عمل كردهایم.

منبع:هموطن سلام

 

افزودن نظر


فرم ورود به سایت



ما 18 مهمان و 2 عضو آنلاین داریم
  • eluis
  • sturkieshane

Powerd by Okhdar.net

Copyright 2007 © kip.ir All Rights Reserved